قیدهای ربطی توالی و زمان در انگلیسی

Indicating Time or Sequence | قیدهای ربطی توالی و زمان در انگلیسی

فهرست مطالب

برای توصیف ترتیب اتفاقات، رابطه زمانی، یا توالی منطقی جملات، از گروهی از قیدهای ربطی به نام conjunctive adverbs of time or sequence استفاده می‌شود.

برای مثال:

• She packed her bags. Then, she called a taxi.

در این جمله، “Then” نشان می‌دهد که تماس با تاکسی بعد از جمع کردن وسایل انجام شده است.

مهم‌ترین قیدهای ربطی برای توالی و زمان


Then

کاربرد: نشان دادن اتفاقی که پس از رویداد قبلی رخ داده
رسمی بودن: غیررسمی تا نیمه‌رسمی
جایگاه: معمولاً ابتدای جمله دوم

Punctuation علائم نگارشی:
قبل از آن period ( . ) یا semicolon (;)، و بعد از آن comma (,)

• He ate dinner. Then, he went for a walk.


Next

کاربرد: بیان گام بعدی یا مرحله‌ی بعد
رسمی بودن: رسمی تا نیمه‌رسمی

Punctuation:
قبل از آن period ( . ) یا semicolon (;)، بعدش comma (,)

• First, we visited the museum. Next, we went to the park.


Afterward / Afterwards

کاربرد: اتفاقی که پس از چیزی رخ داده
رسمی بودن: رسمی / نوشتاری

Punctuation:
period ( . ) یا semicolon (;) قبل، comma (,) بعد

• She finished the meeting. Afterward, she went home.


Beforehand

کاربرد: کاری که پیش از زمان مشخصی انجام شده
رسمی بودن: رسمی

Punctuation:
period ( . ) یا semicolon (;) قبل، comma (,) بعد

• He had prepared the documents beforehand, so everything went smoothly.


Meanwhile

کاربرد: هم‌زمانی دو اتفاق
رسمی بودن: رسمی تا نیمه‌رسمی

Punctuation:
period ( . ) یا semicolon (;) قبل، comma (,) بعد

She was cooking dinner. Meanwhile, he was setting the table.


In the meantime

کاربرد: کاری که در فاصله‌ی زمانی بین دو اتفاق انجام شده
رسمی بودن: رسمی

Punctuation:
period (.) یا semicolon (;) قبل، comma (,) بعد

The flight was delayed. In the meantime, we had some coffee.


Eventually

کاربرد: تأکید بر پایان یک فرآیند یا انتظار
رسمی بودن: رسمی

Punctuation:
period ( . ) یا semicolon (;) قبل، comma (,) بعد

• They searched for hours. Eventually, they found the missing dog.


Finally

کاربرد: آخرین مرحله در یک توالی
رسمی بودن: رسمی / متداول

Punctuation:
period (.) یا semicolon (;) قبل، comma (,) بعد

• We waited in line for hours. Finally, we got our tickets.


At last

کاربرد: تأکید بر پایان انتظار یا دشواری
رسمی بودن: غیررسمی تا ادبی

Punctuation:
اگر در اول جمله باشد: comma ( , ) بعد از آن

• At last, the storm passed.


جدول مرجع سریع

کاربرد رسمی بودن جایگاه جمله دوم علامت‌گذاری (Punctuation) قید / عبارت
اتفاق بعدی غیررسمی/رسمی ابتدا . /; قبل + , بعد Then
مرحله‌ی بعد رسمی ابتدا . /; قبل + , بعد Next
بعد از آن رسمی ابتدا . /; قبل + , بعد Afterward(s)
پیش از آن رسمی انتها یا ابتدا . /; قبل + , بعد Beforehand
در همان زمان رسمی/نیمه‌رسمی ابتدا . /; قبل + , بعد Meanwhile
در این فاصله رسمی ابتدا . /; قبل + , بعد In the meantime
در نهایت رسمی ابتدا . /; قبل + , بعد Eventually
مرحله آخر رسمی ابتدا . /; قبل + , بعد Finally
بالاخره (ادبی/غیررسمی) غیررسمی ابتدا , بعد از آن در جمله At last

مشاوره رایگان
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی